دوماهگی نیکا




یک ماه اول دختر ارومی بودی
راحت شیر میخوردی
راحت میخوابیدی
در کنار اروم بودنت بچه سرحالی بودی قربونت برم
همه جا رو خوب نگاه میکردی
وارد ماه دوم از زندگی قشنگت که شدی
نگاه هات عمیق تر میشد و مرتب دستو پا میزدی
وبعضی ازشبها بخاطر نفخ شکم گریه میکردی الهی مامان دورت بگرده
که مجبور میشدم یکم دارو بهت بدم تا زودتر خوب بشی
ولی خیلی دیر میخوابیدی
گاهی اوقات تا ساعت 5 صبح بیداری بودی
ومن توخونه میچرخوندمت تا بخوابی
وچون تلویزیون روشن بود تو خوشت میامد زندگیم
اواخر دوماهگی هرموقع میذاشتمت رو ی پام با فشارسرتو بلند
میکردی ای جونم نفسم دخترم
و میخواستی بلند شی این کارات شیرین ترت کرده بود
چون فشاری که ب صورتت میدادی تو رو خیلی بانمکتر میکرد زندگیم
واین کارت تا 3 ماهگیت ادامه داشت....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

دوماهگی نیکا 
